یکی از دوستان یه طرح ختم قرآن طراحی کرده
خودتون ببینید
بر روی لینک زیر کلیک کنید
ختم قرآن
امروز اولین روز ماه مبارک بود و حال و هوای دیگه ای داشت
دلم نیومد دانلود ربنا رو براتون نذارم واقعاْ زیباست
یا علی

روزه از نظر بهداشت جسم و سلامتبدن و ابعاد ديگر داراى فوايد فراوانى است، روزه در سلامت معده و پاكسازى آن از انواع غذاها كه موجب انواع بيمارىهاست اثرات فوق العادهاى دارد.
مركز بيماريها معده است
پيامبر خدا فرمود: «المعدة بيت كل داء، و الحمئة راس كل دواء» (1)
معده مركز و خانه هر دردى است، و پرهيز و اجتناب (از غذاهاى نامناسب و زياد خورى) اساس و راس هرداروى شفابخش است.
پيامبر(ص) سه باب از علوم بروى ما گشود
پيامبر عظيم الشان اسلام در يك بيانيه كوتاه، اثرات و فوائد سه چيز را به اين شرح بيان مىفرمايد: «اغزوا تغنموا، و صوموا تصحوا، و سافروا تستغنوا» اول، جنگ و جهاد كنيد تا مستغنى شويد، كه غنائم جنگى باعث استغنا مىباشد، دوم، روزه بگيريد تا صحت و سلامتى خويش را تضمين كنيد، سوم، سفر كنيد تا مالدار شويد، زيرا مسافرت و حمل كالاى تجارتى از شهرى به شهر ديگر يا از كشورى به كشور ديگر باعث رفع نيازمندىهاى جامعه و عمران كشورها مىگردد، در اين سه جمله پيامبر(صلى الله عليه و آله) سه باب از درهاى علم: جهاد (كه خود باعث تمكن و امكانات مالى مىشود)، بهداشت جسم و اقتصاد جامعه را بر روى ما مىگشايد.
امام على(ع) در فلسفه روزه چه مىفرمايد؟
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب...

سوره قدر مكى است و پنج آيه دارد
سوره قدر آيات 1 - 5
بسم الله الرحمن الرحيم انا انزلناه فى ليلة القدر (1) و ما ادراك ما ليلة القدر (2) ليلة القدر خير من الف شهر (3) تنزل الملئكة و الروح فيها باذن ربهم من كل امر (4) سلام هى حتى مطلع الفجر (5).
ترجمه آيات
به نام خداوند رحمان و رحيم.ما اين قرآن عظيم الشان را(كه رحمت واسع و حكمت جامع است) در شب قدر نازل كرديم(1).
و تو چه مىدانى شب قدر چيست؟(2).
شب قدر(در مقام و مرتبه)از هزار ماه بهتر و بالاتر است(3).
در اين شب فرشتگان و روح(يعنى جبرئيل)به اذن خدا از هر فرمان(و دستور الهى و سرنوشتخلق) نازل مىشوند(4).
اين شب رحمت و سلامت و تهنيت است تا صبحگاه(5).
ادامه مطلب...

درباره ماه رمضان
رمضان اسمى از اسماء الهى مىباشد و نبايستبه تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئيم، رمضان آمد يا رفت، بلكه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعنى ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) گوش فرا مىدهيم.
رمضان از اسماء الله است
هشام بن سالم نقل روايت مىنمايد و مىگويد: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (عليهما السلام) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم.
فقال عليه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا يجيى و لا يذهب و انما يجيىء و يذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فيه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عيدا و كقوله تعالى فى عيسى بن مريم (عليهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائيل. (1)
امام عليه السلام فرمود: نگوئيد اين است رمضان، و نگوئيد رمضان رفت و يا آمد، زيرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمىرود و نمىآيد كه شىء زائل و نابود شدنى مىرود و مىآيد، بلكه بگوئيد ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنيد در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مىباشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عيد قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عيسى بن مريم (سلام الله عليهما) را براى بنى اسرائيل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام) روايتشده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان» (2) شما به راستى نمىدانيد كه رمضان چيست (و چه فضائلى در او نهفته است).
واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن
رمضان از مصدر «رمض» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنين واژهاى براستى از دقت نظر و لطافتخاصى برخوردار است. چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شايد به تعبيرى دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زيرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مىباشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان يا گرماى شديد روزهاى طولانى تابستان.
و عطش ديگر حاصل از نفس سركشى كه پيوسته مىگدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذير است.
در مقايسه اين دو سوزش، دقيقا رابطه عكس برقرار است، بدين مفهوم كه نفس سركش با چشيدن آب تشنهتر مى گردد، وهرگز به يك جرعه بسنده نمىكند، و پيوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذير جهت ارضاى تمايلات خود وا مىدارد. و در همين رابطه است كه مولوى با لطافت هرچه تمامتر اين تشبيه والا را به كار مىگيرد و مىگويد:
آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آيد جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب زين طلب بنده به كوى حق رسيد درد مريم را به خرما بن كشيد
اما از سوى ديگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سيرى پذير است، و قانع كننده.




از جمله مباحث قرآنی كه در اشعار حافظ شیرین سخن خوش نشسته و چون نگین انگشتری، شعرش را زینت بخشیده است مفاهیمی چون: رمضان، روزه و شب قدر است كه از جمله زیباترین ابیات در دیوان حافظ را شامل می شود. «حافظ از روزه همانند نماز غالباً به طنز و از پایان گرفتن ماه روزه به شادی یاد می كند.»(1) و این همان مبارزه منفی است كه با ریاكاران و روی آوردن به روح دعا، عبادت، نیایش و به طور كلی همه اعمال دینی است.
او قدر و منزلت روزه و رمضان را می داند و به نیكی دریافته كه از كرامت این ماه است كه چشم حقیقت بین او گشوده خواهد شد و به عوالم بالاتر راه خواهد یافت از این رو می گوید:
روزه هر چند كه مهمان عزیز است ای دل
صحبتش موهبتی دان و شدن انعامی
او با اشراف به تبعات و دستاوردهای این ماه، هم كیشان و رندان و اهل باطن را فرا می خواند كه فرصت ماه شعبان را ارج نهاده خود را برای رسیدن ایام ماه رمضان آماده كنند.
ماه شعبان منه از دست قدح كاین خورشید
از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد
اگرچه اندیشه عرفانی حافظ و توجه او به عوالم عرفانی او بر هیچ حافظ پژوهی پوشیده نیست اما پارادكسی در این دست از اشعار حافظ وجود دارد كه توجه همگان را به خود معطوف ساخته است و حتی گاه افرادی را به اشتباه و داوری سطحی و برداشتهای زمینی از آن انداخته است. اشعار زیر از این گونه اند:
- زان می عشق كران پخته شود هر خامی
گرچه ماه رمضان است بیاور جامی
- زان باده كه در میكده عشق فروشند
ما را دو سه پیمانه بده گو رمضان باش
- ساقی بیار باده كه ماه صیام رفت
در ده قدح كه موسم ناموس و نام رفت
وقت عزیز رفت بیا تا قضا كنیم
عمری كه بی حضور صراحی به جام رفت
- گر فوت شد سحور چه نفصان صبوح هست
از می كنند روزه گشا طالبان یار
تقریباً در همه ابیاتی كه حافظ از روزه و رمضان سخنی به میان آورده آن را با زهدفروشی و می همراه كرده است. آنچه مسلم است می از جمله مفاهیم بحث برانگیز در اشعار حافظ است كه بسیار در مورد آن سخن گفته اند: «این حرف را بارها پژوهندگان حافظ گفته اند كه دو باده در حافظ داریم انگوری و عرفانی یا دو معشوق در دیوان مطرح و مخاطب است زمینی انسانی و آسمانی عرفانی. نگارنده به نوع سومی از می و معشوق در حافظ قائل است و بر آن است كه بیشترینه اشعار حافظ در این زمینه سوم است و آن همانا می و معشوق ادبی و كنایی است.»(2)
روزه یك سو شد و عید آمد و دلها برخاست
می زخمخانه به جوش آمده می باید خواست
نوبه زهد فروشان گران جان بگذشت
وقت رندی و طرب كردن رندان پیداست
با توجه به بیت دوم این غزل به نیكی پیداست كه این می در مقابل زهد فروشی های مسلمانان ظاهری كه دین را حربه ای برای خود قرار داده اند مطرح شده و منظور التفات به روح و حقیقت روزه و روزه داری است چرا كه او نیك می داند كه ریا از منفورترین گناهان در پیشگاه خداوند است و انسان باید همه ایام و لحظات را غنیمت بداند و نه فقط ماه مقرر شده رمضان را. این مفهوم در این غزل به روشنی تكرار شده است:
بیا ترك فلك خوان روزه غارت كرد
هلال عید به دو قدح اسارت كرد
ثواب روزه و حج قبول آنكس برد
كه خاك میكده عشق را زیارت كرد
از سویی عشق، اصل اندیشه حافظ را تشكیل می دهد و در برخورد شاعر با ماه رمضان و روزه و حتی حج نیز همان نقش همیشگی خود را ایفا می كند. پیشتر از خواجه شنیدیم كه در زیر گنبد كبود هیچ صدایی خوشتر از صدای عشق نیست و هر انسانی كه هنر عشق ورزیدن نیاموخته باشد، به فتوای شاعر جسد متحركی بیش نیست و می توان بر جنازه وی نماز كرد. حافظ پا را ازا ین مرحله نیز فراتر نهاده و یگانه فریادرس انسان را عشق دانسته است.(3) مفهوم شعر فوق به مضمونی دیگر در شعر حافظ تكرار شده است و او چون ترجیع بندی دائم در پی تكرار و القای عشق الهی است:
عشقت رسد به فریاد گر خود بسان حافظ
قرآن زبر بخوانی در چارده روایت
او - كه عموماً همه تعابیر مربوط به روزه را با طنز مخصوص خود در مقابل ریاكاران بكار برده- جز یك مورد از چهار مورد تكرار شب قدر دراشعارش، در بقیه موارد از آن به تجلیل و احترام یاد كرده چرا كه خود را مدیون و مرهون چنین شبی می داند:
- چه مبارك سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر كزین تازه براتم دادند
- در شب قدر ار صبوحی كرده ام عیبم مكن
سر خوش آمد یار و جامی بر كنار طاق بود
- شب قدر است و طی شد نامه هجر
سلام فیه حتی مطلع الفجر
- آن شب قدری كه گویند اهل خلوت امشب است
یارب این تأثیر دولت از كدامین كوكب است
حافظ برای رسیدن عید رمضان (فطر) سخت بی تابی می كند. علیرغم همه ارادت شاعر به افكار مزدیسنایی و مهرآیینی، هوش و حواس وی بیش از آنكه معطوف عید نوروز باستانی باشد به عید فطر است بدین اعتبار كه بسامد ده گانه عید در شعر حافظ، حداقل شش بار از عید رمضان در میان است.
حافظ منشین بی می و معشوقه زمانی
كا یام گل و یاسمن و عید صیام است
عید است و آخر گل و یاران در انتظار
ساقی به روی یار ببین ماه ومی بیار


رسالهاي كه نوشتم ز اشك ناز فروشم
نه شد كه بر تو فرستم نه شد كه باز بپوشم
گناه و درد به يك سو غم فراق به يك سو
تمام عمر دو بار گران نشسته به دوشم
گلايه هست و ليكن نمانده حال گلايه
تو درسئوال بكوش و مبين چنينكهخموشم
ز پاي گرچه بيفتم وصال تو ندهد دست
ولي چه چاره كه بايد تمام عمر بكوشم
اگر چه بي كس و كارم اگر چه هيچ ندارم
به عالمي سر مويي ز زلف تو نفروشم
قسم به ديده جوشان قسم به خانه بدوشان
كه تا نيامدنت جز به خُمّ اشك نجوشم
به حال بي كسي من كسي نكرد عنايت
ثمر نداد فغانم، اثر نكرد خروشم
دل گرفته علاجي بغير گريه ندارد
من آن علاج به دستم من آن پياله به دوشم
چگونه هست ميسّر كه راني از در لطفت
مرا كه قيد تو بر گردن است و حلقه به گوشم
به فيض طوف وجود تو هر پري نرسد
به خاك بوسي پاي تو هر سري نرسد
بريده باد ز مردم دلي كه يار تو شد
كسي كه وقف تو باشد به ديگري نرسد
ز ميل حضرت صادق به خدمتت پيداست
كسي به شأن تو در بنده پروري نرسد
نميرسد سر مويي به حسن تو نقصان
چه مشتري برسد يا كه مشتري نرسد
به التزام غلامي هزار آمدهاند
ولي هميشه همه كس به قنبري نرسد
ترا نديده پسنديدهام خدا را شكر
چنين پسند به هر ديدهتري نرسد
به ديدن آمده بودم امام نداد بكاء
برات رؤيت روي تو سر سري نرسد
ترا چو روز سه شنبه نشان ما دادند
بهانهاي است كه سائل ز هر دري نرسد
اي امانت دار كوثر كي تو ميآيي ز در؟
وي وصي آل حيدر كي تو ميآيي ز در
مصحف زهراست نزدت، تيغحيدر همچنين
وارث بابا و مادر كي تو ميآيي ز در
چشم اميد تمام انبياء و اولياء
بر ظهور تست آخر كي تو ميآيي ز در
هستي از هستتو هستييافت اي هستخدا
وي همه هست پيمبر كي تو ميآيي ز در
ديدگان اشكبار شيعيان ميخواندت
كاي به عالم ميرو رهبر كي تو ميآيي ز در
هر سحر گويد مؤذن با نواي تازهاي
مجري احكام داور كي تو ميآيي ز در
كربلا، مكّه، مدينه، كاظمين، مشهد، نجف
سامرا، گويند يكسر كي تو ميآيي ز در
روشني بخش قلوب مؤمنين و مؤمنات
منجي دلهاي مضطر كي تو ميآيي ز در؟
ايام بگذرانم در انتظار مهدي
قدر و دخان بخوانم در انتظار مهدي
اي كه مرا بخواني تخفي الصدور داني
هر دم بود فغانم در انتظار مهدي
دستي به سرگذارم دستي به سينه دارم
الغوث و الامانم در انتظار مهدي
ابر كرم بباران بر كوي سربداران
بر كف گرفته جانم در انتظار مهدي
در بين هر مناجات با وعده ملاقات
ساعات بگذرانم در انتظار مهدي
شب تا سحر بسوزم ديده به در بدوزم
چون شمع نيمه جانم در انتظار مهدي
جمعه به جمعه نالم ناله برد مجالم
ياسين و ندبه خوانم در انتظار مهدي
من نذر صبح نورم وقف شب ظهورم
زنده اگر بمانم در انتظار مهدي
هر لحظه دارم اميد بينم جمال خورشيد
مانند سايبانم در انتظار مهدي
داني كه اهل دردم شب گرد و كوچه گردم
هر سو سري كشانم در انتظار مهدي
باشد گواه صبرم چشمان پر ز ابرم
وين اشك خونفشانم در انتظار مهدي
با سوره تبارك در اين مه مبارك
همچون فرشتگانم در انتظار مهدي
گر قلب خسته دارم شمشير بسته دارم
پيرم ولي جوانم در انتظار مهدي
اي پيك هر شب من لبيك بر لب من
اين است ارمغانم در انتظار مهدي
گذشت افطار و هنگام سحر شد
نيامد يارم و خاك به سر شد
نيامد ساقي ميخانه دوست
خماري كم نگشت و بيشتر شد
به اميدي كه حتماً خواهد آمد
دو چشمم دوخته بر پاي در شد
به پاي سرو ناز سر بلندم
سر افتادهام افتادهتر شد
نه تنها من ز پا افتادهام، ني
ز هجرانت جدا كوه از كمر شد
اگر آيي چه آهي و چه سنگي
ببين آيينه هم اهل خطر شد
به ياد آفتاب افتاده هر صبح
كه شبنم دامنش يك ذرهتر شد
شقايق گونه بر دل بود داغي
فراق باغبان داغي دگر شد
به پايت آنقدر انگور ميريخت
كه شاخ تاك چشمم بي ثمر شد
نفهميدم سحر كي آمد و رفت
نيامد يارم و خاكم به سر شد
من آن كنيز خدايم كه يار طاهايم
منم كه مادر امّ الائمه زهرايم
به افتخار كنيزي مصطفي اين بس
كه من شريك نبي در نشاط و غمهايم
خداست شاهد حالم كه من چهها ديدم
اگر چه شاد ز يك عمر امتحانهايم
گهي به شعب ابي طالبم گواه بلا
گهي ستم كش اهل حجاز و بطحايم
اگر بهشت برين جايگاه شأن من است
براي اينكه به دنيا مطيع مولايم
ز نيش طعنه نمامهاي آل قريش
هنوز وارث درد و بلاست زهرايم
تمام هستي خود را به عشق بخشيدم
به عشق اينكه به بيت نبي است مأوايم
ولي چه زود شنيدم پس از من و احمد
حريم عشق بسوزد به دست اعدايم
ستم به فاطمهام از قديم عادت داشت
از آن زمان كه به دل بود انيس غمهايم
هميشه فاطمه ميگفت از درون با من
كه من يگانه معين تو در بلاهايم
خدا گواه بسوزم از اين كه در غم و درد
نبود سايه من بر سر تو، اي وايم
مرا كفن ز بهشت آيد اي خداي حسين
اگر چه مادر آن بي كفن به صحرايم
سرشك ديدهها ميبارد امشب
محبت از شما ميبارد امشب
ولايت، مغفرت، بركت، عنايت
ز عرش كبريا ميبارد امشب
شب وصل مناجاتي دلان شد
اجابت با دعا ميبارد امشب
كرامت مينوازد سائلان را
سپهر هل اتي ميبارد امشب
به شوق مجتبي در خلوت خود
ببين چشم خدا ميبارد امشب
گشا چشم و صفاي ياسمن بين
خدا را مست ذكر يا حسن بين
خوش آنعشقي كز اسراروجوداست
جهان بي عشق تاريك و كبود است
تولّي و تبرّي اصل دين است
ملازم بودنش سر صعود است
ولايت جلوه در ماه خدا كرد
به لبهاي محبان اين سرود است
قسم بر ذات شهراللّه اعظم
حسن سر منشاء احسان وجود است
قسم بر صبر و مظلومي و غربت
حسن نشناس بدتر از يهود است
حسن مصباح راه متقين است
كه ميگويد مذّل المؤمنين است؟
جهان او را به غربت ميشناسد
فلك او را به رأفت ميشناسد
هواي نفس در صلحش نبوده
خدا او را به عصمت ميشناسد
سگي كه لقمه از دستش گرفته
وجودش را به رحمت ميشناسد
علي كه اشجع كرّار باشد
گلش را بر شجاعت ميشناسد
فضاي كوچه سرد مدينه
بحق او را به غيرت ميشناسد
ملائك صبر او را دوست دارند
طواف قبر او را دوست دارند
دل اين ايزد نما را ميپرستد
گل اين عطر وفا را ميپرستد
به خالش روزها در سجده هستند
شب اين ماه ولا را ميپرستد
اگر شرك است اين دل را بسوزيد
كه عمري مجتبي را ميپرستد
به دشنامي كه شامي عبد او شد
دعا نه ناسزا را ميپرستد
اگر باشد عذاب حق به دستش
دلم جُرم و خطا را ميپرستد
كه ميگويد كه او وجه خدا نيست؟
پرستيدن سزاي مجتبي نيست؟
من عبدم آن نگار بي بدل را
برم آن نام احلي من عسل را
به ياد آوردهام روزي كه بشكست
به دستان الهياش هُبَل را
به برق خنجر حيدر نشانش
ادب آموخت آشوب جمل را
بحق آموخت درس حق شناسي
به روز امتحان امّ الدَّغل را
براي بغض او، اُمّ المعاصي
چرا كافي نداند اين علل را
دلش را خانه الحاد ميكرد
از آن مولا به زشتي ياد ميكرد
به خصم ساغر و پيمانه لعنت
به گلچين گل ريحانه لعنت
به آن هيزم به دستاني كه از كين
زدند آتش در ميخانه لعنت
به صيّاد قسي القلب بي رحم
كه صيدش را كشد در لانه لعنت
به آن دستي كه ياس فاطمي را
كند مسموم در كاشانه لعنت
به جسم لانه گونش خنده ميزد
به آن لبخند دژخيمانه لعنت
الهي دلبر دور از وطن، كو؟
شب جشن حسن، ابن الحسن كو؟


ابراهيم شفيعي سروستاني
ماه خدا با بركت، رحمت و مغفرت الهي به بندگان خدا روي ميآورد و همگان را به مهماني خدا فرا ميخواند؛ ماهي كه روزهايش بهترين روزها، شبهايش بهترين شبها و ساعتهايش بهترين ساعتهاست؛ 1 ماهي كه در لحظه لحظهاش خدا جاري است و هر آنش سرمايهاي است كه بايد چون جان پاسش داشت و آن را به راحتي از كف نداد.
مگر ميتوان غير از ماه مبارك رمضان، ماهي را پيدا كرد كه يك شب از شبهاي آن ارزشي فزونتر از هزار ماه داشته باشد؟ 2
مگر ميتوان غير از اين ماه، ماهي را سراغ گرفت كه در سرتاسر آن درهاي بهشت بر روي مردمان گشوده و درهاي دوزخ بر روي آنان بسته باشد؟ 3
مگر ميتوان ماه ديگري را نشان داد كه در آن نفس كشيدن حكم تسبيح و خوابيدن حكم عبادت داشته باشد؟ 4
پس بياييد قدر اين ماه را بيشتر بدانيم و پيش از آنكه لحظههاي ارزشمندش سپري شود از چشمهسار جوشان آن خود را سيراب كنيم.
رمضان، بهار قرآن و بهار دعا و مناجات به درگاه پروردگار بينياز است. در هيچ ماهي به اندازه ماه مبارك رمضان، دعا، مناجات، ذكر و نمازهاي مستحبي وارد نشده است. هر روز آن، دعايي خاص و هر شبش نماز و ذكري ويژه خود دارد.
اما رمضان، بهار انتظار نيز هست؛ چرا كه در دعاها و مناجاتهاي اين ماه به همان اندازه كه روح بندگي و تضرع به درگاه خداوند و طلب آمرزش و رستگاري از او موج ميزند؛ روح انتظار و اميد فرا رسيدن دولت كريمة اهل بيت(ع) نيز جاري است.
با بررسي اجمالي اعمال ماه مبارك رمضان روشن ميشود كه علاوه بر تضرع و بندگي در پيشگاه خالق هستي دو موضوع ديگر نيز در مجموع اين اعمال مورد توجه جدي قرار گرفته است؛ كه عبارتند از:
1. نقش امام و حجت الهي در جهان هستي؛
2. انتظار و آمادگي براي ظهور دولت كريمة اهل بيت(ع).
در اينجا براي روشنتر شدن موضوع به برخي از دعاها و مناجاتهايي كه اين دو موضوع در آنها تجلي يافته است، اشاره ميكنيم.
1. نقش امام و حجت الهي در جهان هستي
در اعتقاد شيعه، امامت تنها به امور شرعي و اعتقادي مردم و يا حتي امور اجتماعي و سياسي محدود نميشود، بلكه امام به عنوان حجت خدا در عالم تكوين نيز نقش داشته و واسطه فيض الهي به بندگان است. به عبارت ديگر آنچه كه خداوند در عالم هستي مقدور فرموده از مجراي امام و حجت عصر بر مردم جاري و ساري ميشود و از اين رو است كه در زيارت «جامعه كبيره» ـ كه از امام هادي(ع) نقل شده ـ خطاب به ائمه معصومين(ع) عرض ميكنيم:
... بكم فتح الله و بك يختم، و بكم ينزّل الغيث و بكم يمسك السماء أن تقع علي الارض إلاّ بإذنه و بكم ينفّس الهمّ و يكشف الضرّه... 5 .
... خداوند، ] هستي را [ به وسيله شما آغاز كرد و به وسيله شما ] نيز [ به انجام ميرساند. او به وسيله شما باران را نازل ميكند و به وسيله شما، تا زماني كه خود اراده كند، آسمان را از اينكه بر زمين فرو افتد، نگاه ميدارد و هم به وسيله شما غم و اندوه را برميدارد و سختيها را برطرف ميسازد... .
و يا در زيارت مطلقه حضرت ابا عبدالله، حسين بن علي(ع) ـ كه از امام صادق(ع) نقل شده ـ خطاب به آن وجود مقدس و ديگر ائمه هدي(ع) ميگوييم:
... إرادة الربّ في مقادير أموره تهبط إليكم و تصدر من بيوتكم. 6
ارادة پروردگار در همة آنچه او مقدر داشته به شما محول شده و از خانههاي شما صادر ميشود.
با توجه به اين بينش و اين اعتقاد نسبت به امامان معصوم و حجتهاي الهي(ع) است كه شب قدر مفهوم مييابد؛ شبي كه فرشتگان و روح به اذن پروردگار خويش «كلّ أمر» يا برنامة يك سالة جهان هستي را بر كسي كه از سوي خداوند به ولايت برگزيده شده عرضه ميدارند. چنانكه در روايتي كه از پيامبر اكرم(ص) نقل شده آمده است:
امنوا بليلة القدر، فإنّه ينزّل فيها أمر السنة و إنّ لذلك ولاة من بعدي علي بن ابيطالب و أحد عشر من ولده. 7
به شب قدر ايمان بياوريد همانا در اين شب امور يك سال (همه آنچه در يك سال واقع ميشود) نازل ميگردد و براي اين موضوع پس از من پيشواياني وجود دارند كه عبارتند از: عليبن ابيطالب و يازده تن از نوادگان او.
بنابراين، ماه مبارك رمضان كه شب مقدس قدر را در خود جاي داده است فرصت مناسبي است براي توجه دادن مردمان به جايگاه برجستة حجتهاي الهي(ع)، به طور عام، و امام عصر و حجت زمان(ع)، به طور خاص، در عالم هستي و يادآوري وظيفهاي كه آنان نسبت به اين واسطههاي فيض خداوندي دارند.
مرحوم مجلسي(ره) در بيان اعمال ماه مبارك رمضان ميگويد:
از جمله وظايفي كه در هر شب (ماه رمضان) مقرر شده اين است كه بنده در آغاز هر دعاي نيكو و در پايان هر عمل پسنديده آن كس را كه جانشين خداوند، جل جلاله، در ميان بندگان و سرزمينهاي او ميداند، ياد كند؛ زيرا آن جانشين عهدهدار همه نيازمنديهاي روزهدار است؛ از خوراكي و آشاميدني او گرفته تا همه آنچه كه او در نظر دارد؛ يعني همه اسباب و وسايلي كه در اختيار جانشين پروردگار بزرگ (ربّالارباب) است. همچنين هر روزهدار وظيفه دارد كه آن جانشين خدا را، به آنچه كه شايسته مانند اوست، دعا كند و معتقد باشد كه خداوند، جلجلاله، و جانشين او بر او منت گذاشتهاند كه چنين جايگاه و منزلتي را به او بخشيدهاند. 8
مرحوم مجلسي پس از اين عبارت روايتي را از كتاب «إبن أبيقرّه» نقل ميكند كه در آن به نقل از صالحين(ع) چنين آمده است:
در شب بيست و سوم ماه رمضان، ايستاده و نشسته و در هر حالي كه هستي، و همچنين در تمام اين ماه و به هر صورت ممكن، بلكه در تمام مدت روزگارت، پس از بزرگداشت نام خداي تعالي و درود و صلوات بر پيامبر و خاندان او بگو:
أللّهم كن لوليّك القائم بأمرك، محمد بن الحسن المهدي ـ عليه و علي آبائه أفضل الصلاة والسلام ـ في هذه الساعة و في كل ساعة، وليّاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دليلاً و مؤيّداً حتي تسكنه أرضك طوعاً و تمتّعه فيها طولاً و عرضاً... . 9
خداوندا! ولي و برپا كننده امرت، محمد، زادة حسن، مهدي را ـ كه برترين درودها و سلامها بر او و پدرانش باد ـ در اين ساعت و در همه ساعتها، سرپرست، نگهدار، راهبر، ياور، راهنما و پشتيبان باش تا او را ] نه از سر زور بلكه [ به اختيار ] مردم [ در زمين جايگاه بخشي و او را در درازا و پهناي زمين بهرهور و كامران سازي.
با توجه به آنچه كه گذشت بر همة ما لازم است كه در فرصت به دست آمده در ماه مبارك رمضان از يك سو به نقش و جايگاهي كه حضرت بقيةاللهالاعظم ـ ارواحنافداه ـ به عنوان حجت خدا و امام عصر در سراسر جهان هستي و در زندگي همه انسانها دارند، توجه كنيم و آن را به درستي بشناسيم؛ و از سويي ديگر به وظيفه و تكليفي كه در برابر آن وجود مقدس ـ كه ولي نعمت همه ما و واسطه همه فيوضات الهي هستند ـ به خوبي واقف شويم و بدانيم كه همه نعمتها و بركتهاي الهي به سبب وجود ايشان بر ما جاري شده و بنابراين بيتوجهي و غفلت نسبت به آن حضرت، ناسپاسي و قدرناشناسي بزرگي است كه خداوند به سادگي از آن نخواهد گذشت.
2. آمادگي براي ظهور دولت كريمه اهلبيت(ع)
در تعدادي از دعاهايي كه در ماه مبارك رمضان وارد شده موضوع انتظار و آمادگي براي ظهور مورد توجه قرار گرفته كه در اينجا به برخي از آنها اشاره ميكنيم:
1ـ2. دعاي افتتاح: يكي از دعاهايي كه خواندن آن در هر شب ماه رمضان سفارش شده، دعاي افتتاح است. نكته قابل توجه در مورد دعاي ياد شده اين است كه بيش از يك سوم آن به دعا براي گشايش و پيروزي قائم آل محمد(ع)؛ درخواست ظهور دولت كريمه اهل بيت(ع)؛ نجواي عاشقانه در فراغ ولي زمان و شكايت از غيبت و دوري او، اختصاص دارد.
در قسمتي از دعاي افتتاح چنين ميخوانيم:
أللّهمّ و صلّ علي وليّ أمرك القائم المؤمّل والعدل المنتظر و حفّه بملائكتك المقرّبين وأيّده بروح القدس يا ربّ العالمين؛ أللّهمّ اجعله الداعي إلي كتابك و القائم بدينك استخلفه فيالارض كما استخلفت الذين من قبله... .
خدايا! بر ولي امرت، آن قيام كنندة مورد آرزو و آن عدالت مورد انتظار درود فرست و او را با فرشتگان مقربت در برگير و با روحالقدس ياري كن؛ اي پروردگار جهانيان، خدايا! او را فراخواننده به سوي كتابت و برپا كنندة دينت قرار ده و او را بر روي زمين جانشين قرار ده، چنانكه كساني را كه پيش از او بودند جانشين قرار دادي... .
و باز در همين دعا ميخوانيم:
أللّهمّ إنّا نرغب إليك في دولة كريمة تعزّ بها الاءسلام و أهله و تذلّ بها النفاق و أهله و تجعلنا فيها من الدعاة إلي طاعتك والقادة إلي سبيلك و ترزقنا بها كرامة الدنيا والاخرة... 10
خدايا ما به راستي آرزو داريم از تو دولت بزرگمنشي را كه به واسطه آن اسلام و اهل آن را عزيز گرداني و نفاق و اهل آن را خوار و ذليل گرداني و در آن دولت ما را از جمله كساني قرار دهي كه به سوي طاعت تو فراميخوانند و به راه تو راهبري ميكنند به واسطة آن دولت كرامت و بزرگواري را در دنيا و آخرت روزي ما قرار ده... .
گفتني است كه اين بخش از دعاي افتتاح در دعاي مفصلي كه از امام صادق(ع) در هنگام دخول ماه مبارك رمضان وارد شده، نيز آمده است. 11
2ـ2. دعاي حج : يكي ديگر از دعاهاي ماه مبارك رمضان كه مضمون انتظار و آمادگي براي ظهور در آن موج ميزند دعايي است كه مرحوم شيخ عباس قمي(ره) در مفاتيح الجنان از آن به عنوان «دعاي حج» ياد كرده است. مرحوم كليني(ره) اين دعا را از امام جعفر صادق(ع) نقل كرده و خواندن آن در همه ايام مبارك رمضان توصيه نموده است. در بخشي از اين دعا چنين ميخوانيم:
و أسئلك أن تجعل وفاتي قتلاً في سبيلك تحت رأية نبيّك مع أوليائك و أسئلك أن تقتل بي أعدائك و أعداء رسولك... 12
و از تو ميخواهم كه مرگ مرا كشته شدن در راه خودت، زير پرچم پيامبرت و همراه با بندگان خاص خود، قرار دهي، و از تو ميخواهم كه دشمنانت و دشمنان پيامبرت را به دست من نابود سازي...
چنانكه برخي مفسران كتاب الكافي گفتهاند مراد از پرچم پيامبر(ص) در اين دعا همان پرچمي است كه در حال حاضر در اختيار حضرت قائم(ع) است. اين احتمال هم وجود دارد كه چون پرچم پيامبر و پرچم قائم هر دو در حق بودن مشتركند از پرچم قائم به عنوان پرچم پيامبر ياد شده است. 13
دعاهاي ديگري نيز در اين ماه وجود دارد كه در آنها به نوعي به موضوع انتظار و آرزوي برپايي دولت كريمة اهل بيت(ع) اشاره شده است. دولتي كه در پناه آن همه فقرا بينياز ميگردند؛ همة گرسنگان سير ميشوند؛ همه برهنگان پوشيده ميشوند؛ همه بدهكاريها ادا ميگردد؛ از همه گرفتاران رفع گرفتاري ميشود و بالاخره همه امور مسلمانان اصلاح ميگردد.
در پايان يادآوري ميكنيم كه يكي از نشانههاي اصلي ظهور؛ يعني نداي آسماني نيز در ماه رمضان رخ ميدهد. چنانكه در روايتي كه از امام باقر(ع) نقل شده آمده است:
آن نداي آسماني برنخواهد خاست مگر در ماه رمضان كه ماه خداست. آن ندا از جبرييل است كه خطاب به مردم سر داده ميشود و نام قائم را در همه جا طنينانداز ميسازد، تا آنجا كه همة ساكنان زمين از شرق تا به غرب، آن ندا را خواهند شنيد. از وحشت شنيدن آن ندا هر كس كه در خواب فرو رفته بيدار ميشود و هر كس برپا ايستاده ناچار به نشستن ميشود و هر كس بر زمين نشسته، بهناگاه از جاي برميخيزد. پس رحمت الهي بر كسي باد كه اين ندا را بشنود و به آن پاسخ گويد. 14
اميد كه خداوند به همة ما توفيق دهد كه آن نداي آسماني را درك كنيم و آن را چنانكه شايسته است پاسخ گوييم و در خيل ياران حضرت مهدي(ع) درآييم. انشاءالله .
پينوشتها :
1 . برگرفته از خطبه شعبانيه رسول اكرم(ص). ر.ك: محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج93، ص356. به نقل از: شيخ صدوق، عيوناخبار الرضا(ع)، ج1، ص295.
2 . ر.ك: سوره قدر (97)، آيه 3.
3 . برگرفته از خطبه شعبانيه رسول اكرم(ص)، ر.ك: محمدباقر مجلسي، همان، ص357-356.
4 . همان.
5 . ر.ك: شيخ عباس قمي، مفاتيحالجنان، زيارت جامعه كبيره، به نقل از: شيخ صدوق، همان.
6 . ر.ك: شيخ عباس قمي، همان، زيارت مطلقه امام حسين(ع)، زيارت اول، به نقل از: محمد بن يعقوب كليني، الكافي.
7 . محمد بن يعقوب كليني، همان، ج1، ص533، ح12؛ شيخ مفيد، الاءرشاد في معرفة حجج الله علي العباد، ج2، ص346-345.
8 . محمدباقر مجلسي، همان، ج94، ص349-348، به نقل از: سيدعلي ابنطاووس، إقبال الاعمال، ص86 .
9 . همان، ص349؛ همچنين ر.ك: محمدبن يعقوب كليني، همان، ج4، كتاب الصيام، باب في ليلة القدر، ص162، ج4. مرحوم كليني اين روايت را به نقل از محمد بن عيسي و او نيز با اسناد خود از صالحين(ع) نقل كرده است. در اين روايت دعاي مزبور به اين صورت آمده است: «أللّهمّ كن لوليّك فلان بن فلان في هذه الساعة و في كلّ ساعة وليّاً و حافظاً و ناصراً و دليلاً و قاعداً و عوناً ] عيناً [ حتّي تسكنه أرضك طوعاً و تمتّعه فيها طويلاً».
10. شيخ عباس قمي، همان.
11. محمدباقر مجلسي، همان، ج94، ص332.
12. محمدبن يعقوب كليني، همان، ج4، كتاب الصيام، باب مايقال في مستقبل شهر رمضان، ص74، ح6؛ همچنين ر.ك: شيخ عباس قمي، مفاتيحالجنان.
13. همان.
14. همان.

|
احسانه سادات شیرازی در گفت و گو با آینده روشن گفت: خدای متعال حکمت روزه را در آیه ای مطرح کرده که هم شیعه قبول دارد و هم سنی که همان تقواست. تقوا در لغت به معنای خود نگه داشتن و در عرض گناه قرار گرفتن ولی گناه نکردن است.
|

براي كساني كه در پي ارتقاي سطح خواستههاي خويش از پيشگاه خداي متعالند, مناسب است كه در مضمون دعاها دقت بيشتري كنند. براي مبلّغان عزيز نيز شايسته است كه يكي از محورهاي تبليغي خويش را در زمينه معارف ديني و مسائل تربيتي و سازنده, مضامين ادعيه و شرح و تبيين آنها قرار دهند, چه به صورت انتخاب يك يا چند دعا و شرح و توضيح فقراتِ آن و چه به صورت تحليل موضوعيِ مفاهيم دعاها.در اين مختصر, مجال دستهبندي همه محتويات ادعيه نيست. به عنوان نمونه به چند محور و مبحث اشاره ميشود:

1ـ آمرزش خواهي
ماه رمضان طبق روايات بسيار و ادعيه, ماه آمرزش و مغفرت الهي است.
به تناسب همين معنا بخش عمدهاي از خواستههاي ما در دعاها, طلب آمرزش از درگاه خداوند است و اين كه از گناهان درگذرد و مبادا اين ماه سپري شود و همچنان بار گناهانِ نابخشوده برگردن ما سنگيني كند.
از دعاهاي هر شب اين است:
«اَعوذُ بجلال وجهك الكريم اَن ينقضي عنّي شهر رمضان...»
اين مضمون در بسياري از دعاها و مناجاتهاي اين ماه ديده ميشود و راستي هم بدون آن, انسان از بركات اين ماه محروم ميماند.
2ـ حج و زيارت خانه خدا
انجام حج و اعمال مناسك آن و تعظيم شعائر, زمينهاي براي شمول مغفرتِ الهي است. در دعاهاي متعدد اين ماه, توفيق زيارت خانه خدا و حرم پيامبر خواسته شده است و چون شبهاي قدر طبق خواستهها و عملهاي ما و مشيّت الهي, شبهاي تعيين سرنوشت و مقدّرات است, با اصرار از خدا خواسته شده كه در مقدّرات حتمي اين ماه, ناممان را جزء زائران بيتالله الحرام ثبت كند.
در دعاي هر شب است:
«... و أنْ تَجْعَلَ لي في عامي هذا إلي بَيْتِكَ الحرامِ سَبيلاً حِجَّةً مَبرورةً ...».
در دعاي هر شب است (پس از دعاي افتتاح):
«... أن تَكْتُبَني مِن حُجّاج بَيتكَ الحرامِ المَبرورُ حَجُّهم ...».
در اعمال شب نوزدهم است:
«اَللّهمَ اجْعَل فيما تَقْضي و تقدّرُ مِن الأمرِ المَحْتومِ ...».
و موارد متعدد ديگر از جمله دعاي پس از افتتاح.
3ـ شهادت طلبي
از ارزشهاي مهم مكتبي, شهادت طلبي و آرزوي كشته شدن در راه خداست. اميرالمؤمنين(ع) هم سالها در انتظار فوز شهادت بود. شهادت طلبي مرحله والاي وارستگي از تعلّقات دنيوي و دل بستگي به آخرت است.
در اعمال مشتركه ماه رمضان از جمله در دعايي اين خواسته مطرح است:
«أسئَلَك أن تَجْعَلَ وَفاتي قَتلاً في سبيلك تَحتَ رايةِ نبيّك مَعَ اوليائِك ...».
از جمله در دعاي دوازدهم از اعمال شبهاي ماه رمضان بعد از دعاي افتتاح ميخوانيم:
«وَقَتْلاً في سَبيلِكَ فَوِفِّق لَنا».
4ـ نجات از دوزخ و ورود به بهشت
در آخرت, سرانجامِ همه انسانها روشن ميشود. برنده كسي است كه با اعمالش, يا با برخورداري از غفران الهي از عذاب نجات يابد و بهشتي شود.
درخواست نجات از جهنّم و برائت از آتش و همچنين ورود به بهشت و برخورداري از انواع نعمتهاي الهي, از خواستههاي ديگر مطرح در دعاهاي اين ماه است. از جمله در دعاي پس از افتتاح ميخوانيم:
«و من ثمار مِنَ النّارِ فاكتُبْ لَنا وَ في جَهنَّم فلا تَغُلَّنا...».
در دعاي پس از ابوحمزه ثمالي هم (يا عُدَّتي في شِدَّتي...) اين مضامين مطرح است.
5ـ نعمتهاي دنيوي
اسلام, هم دنياي انسان را تأمين ميكند و هم سعادت اخروي او را. در دعاهاي اين ماه, هم خواستههاي معنوي و نيازهاي اخروي مطرح است و هم خواستههاي دنيوي و مادّي. و اين جامعيّت اسلام را ميرساند.
در دعاي هر روز ماه «اللّهم اَدْخِل علي أهلِ القبور...» از جمله خواستههاي ما بينيازي فقيران, سيري گرسنگان, پوشش بيجامگان, اداي قرض بدهكاران, گشايش براي گرفتاران, بازگشت غريبان, آزادي اسيران, اصلاح امور و شفاي بيماريها مطرح است.
در دعاي شب بيست و سوم نيز, در كنار حج و زيارت, طول عمر و وسعت رزق خواسته شده است:
«وَاجْعَل فيما تقضي و تُقّدر اَن تُطيلَ عُمري, تُوسِّعَ عليَّ في رِزقي».
طول عمر در طاعت الهي و وسعت رزق از راه حلال, از بهترين خواستههاي بندگان است.
6ـ اوصاف خدا و درس توحيد
اين محور نه به عنوان يك خواسته, بلكه به صورت توجّه دادن به اوصاف خداوند, در بيشتر دعاهاي اين ماه مطرح است. و درس توحيد را از ادعيه منقوله ميتوان آموخت.
دعاي جوشن كبير, سراسر نامهاي پروردگار و اوصاف اوست. دعاي افتتاح, دعاي ابوحمزه ثمالي, دعاي سحرهاي ماه رمضان «اللهُ إنّي اَسْئَلُكَ مِنْ بَهائِكَ...», «الهي لا تُؤدِّبنْي بِعُقُوبَتِك...», دعاي ششم از اعمال هر شب و روز ماه «يا ذَا الّذي كانَ قبلَ كُلِّ شيء...», دعاي هر روز و بعد از هر نماز «يا عليّ يا عظيم...» و دهها دعاي ديگر, همه مبيّن اوصاف خداست و اين كه او را چگونه بايد بشناسيم همچنين تسبيحات صدگانه پروردگار (دعايي با ده بخش كه هر كدام حاوي دهبار «سبحانَ» است) از جمله ادعيهاي است كه صفات خدا را ميشناساند.
7ـ اهل بيت عصمت(ع)
محور ديگري كه در دعاها مطرح است توجه دادن به مقام, فضيلت, جايگاه و نقش ائمه و عترت پيامبر(ص) است. يادكرد پيوسته و همه روزه آنان,نوعي تجديد عهد با «ولايت» و پيوند با «اهل بيت» است.
در دعاي افتتاح يكايك معصومين ياد ميشوند. و نيز در عمل سوم از اعمال روزههاي ماه رمضان, يك به يك با القاب و مشخّصات و ويژگيهاي ائمه اطهار نام برده شده است. اين بخش از ادعيه نيز, تقويت كننده مباني اعتقادي امامت و ولايت را تحكيم ميكند و پيوند روحي با آنان را استوارتر ميسازد.
8ـ نزول قرآن
ماه رمضان, ماه نزول قرآن است. به ويژه شب قدر كه به تصريح سوره قدر در اين شب, قرآن نازل شده است. در دعاها نيز به اين مضمون اشاره شده تا بندگان الهي به فضيلت ماه و وظايف عبادي در تلاوت كلام خدا بيشتر توجه كنند.
در دعاي «يا علي يا عظيم» آمده است:
«الّذي أنزلتَ فيهِ القرآن ...».
در دعاي هر روز آمده است:
«اللّهم هذا شهرُ رمضان الّذي أنزلتَ فيه القرآن...».
در چندين دعاي شب اول رمضان, در دعاي قرآن بر سر گرفتن در شبهاي قدر «اَسْئَلُكَ بِكِتابِكَ المُنْزَل فيه» و موارد ديگر به اين حقيقت اشاره شده است. باشد كه مؤمنان, با قرآن بيشتر مأنوس باشند و از فيض تلاوت و تدبّر بهرهمند شوند.
مضامين دعاي افتتاح
از آن جا كه بيش از دعاهاي ديگر,خواندن دعاي افتتاح در اين ماه متداول است, مناسب است كه محتواي اين دعا براي مردم تشريح شود. با يك نگاه اجمالي ميبينيم كه سرفصلهاي مهم و مضامين عمده اين دعا اينهاست:
1. صفات متعالي خداوند, درس توحيد و معارف اعتقادي؛
2. بيان نعمتها و بزرگواريها و كرامتهاي الهي در حق انسان و خطاپوشي او (عبوديّت)؛
3. صلوات بر چهارده معصوم (پيوند ولايي با اهل بيت)؛
4. دعا براي ظهور امام زمان و تشكيل دولت كريمه (بينش سياسي شيعه)؛
5. جايگاه و نقش رهبري و ولايت در جامعه «اللهم به شَعْثَنا ... تا «اله الحق آمين».
6. شكوه به درگاه خدا و التجا براي فرج امام زمان(عج) (بحث انتظار و آينده)؛
مضامين دعاهاي روزانه
از جمله دعاهاي متداول كه همه جا درايام ماه رمضان و پس از نمازها چه به صورت فردي يا گروهي خواسته ميشود, دعاهايي است كه براي هر روز ازاين ماه نقل شده است. تشريح مفاهيم هر يك از اين دعاها در يك برنامه روزانه ميتواند سودمند باشد؛ هم موضوعاتي مفيد و اخلاقي است, هم كمك ميكند كه دعا خوانان, با توجه بيشتر بدانند كه از خداوند چه ميخواهند.
در اين جا به عناويني كلّي از خواستههاي اين دعاها اشاره ميشود. شرح و بسط آن براي مردم روزهدار از بيان مبلّغان عزيز, سودمندتر است.
دعاي روز اول: نماز و روزه راستين و واقعي, بيداري از غفلت, بخشايش جرم.
دعاي روز دوم: خشم و رضاي خدا, قرائت قرآن و تدبّر در آن.
دعاي روز سوم: ذهن باز و حقجو, دوري از سفاهت و تزوير, برخورداري از نيكيها.
دعاي روز چهارم: اقامه امر خدا, ياد خدا و ذكر, شكر نعمتها, ستّار بودن خدا.
دعاي روز پنجم: استغفار و توبه, عبد صالح, اولياي الهي.
دعاي روز ششم: گناه, انتقام الهي از مجرمان, دوري از موجبات خشم خدا.
دعاي روز هفتم: امداد الهي براي عبادت, ياد مداوم خدا, توفيق الهي.
دعاي روز هشتم: يتيم نوازي, اطعام و رسيدگي به محرومان, سلام, همنشيني با خوبان.
دعاي روز نهم: در كمين فرصتهاي كمياب, زندگي برهاني و عقلاني, تلاش در مسير رضايت الهي.
دعاي روز دهم: مفهوم توكّل, فوز و كاميابي, قرب به خدا در سايه بندگي.
دعاي روز يازدهم: روحيه احسان و نيكوكاري, پرهيز از گناه و توجه به زشتي آن, سرانجام گنهكاران جهنم است.
دعاي روز دوازدهم: پوشش و ستر الهي, قناعت و كفاف, عدالت و انصاف, ايمني از عواقب گناه.
دعاي روز سيزدهم: پاكي از گناه, صبر و مقاومت در برابر مشكلات, تقوا و همنشيني با صالحان.
دعاي روز چهاردهم: گناه و توبه, ايمني از بلاهاي الهي, آفتشناسي, عزت در سايه بندگي.
دعاي روز پانزدهم: خشوع در طاعت, شرح صدر و ظرفيت داشتن, خدا تكيهگاه بندگان.
دعاي روز شانزدهم: همنشيني با نيكان و بدان و تأثير مجالست, آسايش در خانه آخرت.
دعاي روز هفدهم: عمل صالح, خواستهها و آرزوها, علم الهي به ضمير انسان و نيّات او.
دعاي روز هجدهم: سحرخيزي و بركات آن, نورانيت دل, در خدمتِ خدا بودن.
دعاي روز نوزدهم: مفهوم بركت, بركات اين ماه, انجام كار خير, ملاك كارها قبولي خداست.
دعاي روز بيستم: اعمال صالح درهاي بهشت است, گناه از دروازه جهنم است, تلاوت و انس با قرآن, آرامش در سايه ايمان.
دعاي روز بيست و يكم: كسب رضاي الهي, نجات از سلطه شيطان و نفس امّاره, در طلب بهشت بودن.
دعاي روز بيست و دوم: تفضّلات الهي, بركات اين ماه, كار براي رضاي خدا, بهشت پاداش خالصان.
دعاي روز بيست و سوم: توبه از گناهان, پاكي از رذايل اخلاقي, ريشه درونيِ تقوا.
دعاي روز بيست و چهارم: شناخت رضاي الهي, پرهيز از موجبات غضب الهي, طاعت و ترك گناه با توفيق خداست.
دعاي روز بيست و پنجم: نفس محبت در سازندگي, محبوبها چه كسانياند؟ ولايت و برائت «تولاّ و تبرّا», الگوگيري از پيامبر.
دعاي روز بيست و ششم: تلاشهاي ثمربخش, تلاش براي آمرزش گناهان, ملاك در عمل قبولي آن است, عيبپوشي.
دعاي روز بيست و هفتم: مفهوم شب قدر و سرنوشت, نقش اراده انسان در خودسازي, مهمترين خواسته بخشايش گناهان است.
دعاي روز بيست و هشتم: عمل به مستحبات, رسيدن به خواستهها, توسل, التماس به درگاه خدا.
دعاي روز بيست و نهم: برخورداري از رحمت واسعه الهي, توفيق خدا براي ترك گناه, تهمت و بهتان.
دعاي روز سيام: قبولي اعمال, پايانِ خوبِ كارها, رضاي خدا و رسول, توسل و پيوند با آن پيامبر.
مضامين ياد شده در دعاهاي هر روز را ميتوان به كمك روايات ديگر يا آيات قرآن و آميخته به حكايات و تمثيلها بيان كرد تا خسته نشوند و در دلها بيشتر اثر بگذارد.
در بحث دعا ميتوان به مباحث زير هم پرداخت:
ـ نقش دعا و نيايش در زندگي؛
ـ پيوند با خدا و توبه از گناه؛
ـ شرايط استجابت دعا و موانع آن؛
ـ چه بخواهيم و چگونه بخواهيم (آداب دعا)؛
ـ توصيه ائمه به دعا و آنچه نقل شده است (ادعيه مأثوره)؛

ای خــدای بـلـند مقـام، ای بــزرگــوار، ای آمـرزنـده، ای مهـربـان
تـوئی خــدای بـزرگی که هـيـچ مـثـل و مانـنـدی نـدارد
و بگـفــتار و کـردار خلـق شــنـوا و بـينـا اسـت
و ايـن مـاه اسـت که مقـامـش عـظيـم کـردی
و کـرامـت و شـرافـت و فضـيلـتـش بر سـايـر ماهـها دادی
و ايـن مـاه اسـت که روزه اش را بر من واجـب گـردانــدی
و اين ماه رمضـان است که در آن قـرآن را نـازل فـرمـودی
بـرای راهنـمايی مـردم و روشـن کـردن راه هدايـت و جـدا نمـودن حـق از بـاطـل
و شـب قــدر را در ايـن مـاه مقـرر داشـتی که آن شـب را بـر هـزار مـاه بـرتـری دادی
پـس ای خـدايـی که بـرهمـه منـت داری و هيـچکس بـر تـو منـت نـدارد
بـر من منـت گـذار در مـيان آن همه بـندگانـت که منـت گـزارده ای
و از آتـش دوزخـم نجات ببخـش و به بهـشت ابـدت داخـل گـردان
به حق رحمـت بی پـايـانـت – ای مهربـانتـريـن مهربانان عالم.



خداوند را سپاس گذاریم که توفیق حضور در رمضان امسال را بر ما منت نهاد ، رمضان ماهی بزرگ و جایگاهی ویژه در دل مسلمانان دارد ، رمضان ماه رحمت و بخشش خداوند است ، رمضان ماهی است پر از خیر و برکت الهی ، رمضان ماه نزول قرآن است قرآنی که دستور و قانون اساسی مسلمانان می باشد ، قرآن صراط مستقیم و نوری است هدایت گر برای پیروانش ، رمضان ماهی است که درهای بهشت در آن گشوده می شود و درهای جهنم بسته ی شود ، در رمضان پاداش حسنات چنین برابر است آری رمضان بزرگترین فرصت برای کسب رضای خداوند و بخشش گناهان است لذا رسول اکرم (ص) می فرماید : رغم انف رجل دخل علیه رمضان ثم انسلخ قبل ان یغفرله (رواه الترمذی) بسوزد بینی آن کسی که رمضان بر او وارد آید و از او جدا شود در حالی که نتواند رضای خداوند را کسب کند .
در این مقاله سعی بر آن است که فضیلت و احکام روزه بطور کافی و وافی جهت استفاده روزه داران محترم بیان شود از خداوند منان استعانت می طلبیم که توفیق را رفیق گرداند تا مطالب آن چنان که مورد نیاز مسلمانان است تبیین گردد .
تعریف روزه :
روزه که واژه عربی آن (صوم) است در لغت به معنای امساک و خود داری است و در اصطلاح شرع مقدس عبارت است از خود داری از خوردن ، آشامیدن و پرهیز از هرگونه عملی که روزه را باطل کند از طلوع فجر تا غروب خورشید همراه با نیت روزه .
حکم روزه ماه رمضان :
روزه در ماه مبارک رمضان به اجماع همه امت اسلامی و همه مجتهدین فرض عین است زیرا خداوند می فرماید :{ یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون } یعنی ای کسانی که (به خدا و رسالت پیامبرش ) ایمان دارید روزه بر شما فرض شده هم چنان که بر امت های پیش از شما فرض شده بود و در حدیثی از رسول اکرم (ص) بیان شده که :خداوند پایه و اساس دین را پنج چیز معرفی کرده که یکی ار آنها روزه است بنا بر این ترک روزه از گناهان کبیره می باشد و اگر شخص روزه خوار منکر وجوب آن باشد کافر می شود چون یکی از ارکان و ضروریات دین را منکر شده است .
فضیلت ماه رمضان :
در سنن نسائی آمده رسول خدا فرمود: روزه همتا ندارد و در سنن بیهقی آمده که رسول خدا فرمود : دعای روزه دار رد نمی گردد و همچنین از آن پیامبر بزرگوار نقل شده که فرمودند : شخص روزه دار دو تا شادی دارد یکی به هنگام افطار و دومی هنگامی که به دیدار خداوند شاد می گردد باز هم از حضرتش نقل شده که در بهشت دری است به نام ریان که جز روزه داران کسی حق ورود به آن را ندارد .
آداب و احکام روزه :
روزه داری آداب و احکامی است بعضی از آن آداب واجب و بعضی سنت است قبل از بیان واجبات و مستحبات روزه ببینیم روزه بر چه کسانی واجب و بر چه کسانی واجب نیست .
روزه ماه مبارک رمضان بر هر زن و مرد مسلمانی که به سن تکلیف رسیده ،مقیم و خالی از موانع شرعی باشند واجب است .
مکلف کسی است که بالغ و عاقل باشد بنابراین روزه بر افراد زیر واجب نیست
1* کافر مامور به انجام تکالیف شرع نیستند زیرا آنان چون فاقد حسن ذاتی یعنی ایمان هستند دیگر مکلف به انجام حسن عملی نیستند .
2* روزه بر بچه و دیوانه واجب نیست چون فاقد عقل سلیم اند که شرط تکلیف می باشد .
3* زنی که در عادت شرعی می باشد .
4* زنی که در دوران (نفاس) پس از زایمان بسر می برد .
5* کسی که مریض است بطوری که روزه موجب شدت مریضی یا تاخیر در صحت او شود .
6* پیر مرد یا پیر زنی که در اثر پیری قادر به روزه نباشد .
7* کسانی که دارای شغل حساسی باشند بطوری که اگر در رمضان انجام نشود فرصتی برای انجام آن در روزها ی دیگری باقی نباشد مانند کارگرانیکه علف فصلی را درو یا میوه ی خاصیرا می چینند که انجام آن عمل همراه با روزه میسر نباشد .
8* روزه بر شخص مسافر واجب نیست تا به وطن برگردد بشر طیکه سفرش به اندازه مسافه نماز قصر طولانی باشد زیرا قرآن می فرماید :(فمن کان منکم مریضا او علی سفر فعده من ایام آخر) یعنی اگر کسی از شما مریض بود یا در مسافرت بود در روزهای دیگری بعد از رمضان روزه را قضا کند ناگفته نماند اکثر علما بر آن نظرند اگر سفر مشقت آور و سخت نباشد گرفتن روزه بهتر از نگرفتن آن است هر چند اجازه دارد نگیرد زیرا ابو سعید خدری نقل کرده ما همراه پیامبر در غزوه ای در ماه رمضان شرکت کردیم که بعضی از ما روزه و بعضی دیگر روزه نبودند و هیچ کس دیگری را سرزنش نمی کرد.
تبصره 1- شخص مسافر نباد قبل از شروع سفر روزه را بشکند زیرا احتمال دارد سفرش کنسل شود بلکه باید بعد از شروع سفر و خروج از سورالبلد روزه اش را بشکند .
تبصره 2- مسافری که وارد شهری شود و نیت اقامت بیش از چهار روز را داشته باشد باید روزه بگیرد.
تبصره 3- دانشجو یا طلبه ای که برای تحصیل علم به خارج از وطن خود سفر می کنند و قصد اقامت چندین روزه دارند باید روزه بگیرند .
تبصره 4- کسی که در اول روز روزه بوده و در وسط روز سفر می رود می تواند روزه اش را بشکند .
تبصره 5: در فتاوای ابن تیمیه آمده کسی که معمولاٌ در سفر است ولی محل مشخصی برای سکونت ندارد بعد از انجام وظیفه به آن محل بر می گردد مانند رانندگان بین شهری ، خلبانان ، کارمندان دولت یا ناخدایان کشتی م توانند روزه نگیرند و بعداٌ آن را قضا کنند.
تبصره 6- کسی که در شهر خود غروب کرده و پس از افظار سوار هواپیما شود و در سفر هوایی آفتاب را مشاهده کرد امساک بر او واجب نیست زیرا او روزه اش را به اتمام رسانده .
حکم روزه افراد فوق که به عذر شرعی روزه نگرفتند بعداٌ بیان خواهد شد .
ارکان روزه :
1- نیت یعنی در قلب یا در قلب و لفظ نیت کند که فردا را روزه بگیرد.
نیت حتماٌ باید قبل از طلوع فجر یعنی قبل از اذان صبح باشد پس نیت روزه دارای دو شرط است یکی
شرط زمان دوم شرط مکان که زمان آن قبل از طلوع و مکان آن قلب انسان است .
2- امساک یعنی خود داری از خوردن و آشامیدن و پرهیز از انجام سایر مبطلات روزه از طلوع فجر تا
غروب آفتاب .
چیزهایی که روزه را باطل می کند :
- خوردن
- آشامیدن
- وارد شدن هر چیزی به داخل بدن از طریق راه های عادی مانند دهان ، گوش و ...
- استفراغ بطور عمدی چه مجدداٌ وارد معده شود و چه نشود اما استفراغ غیرعمدی اگر وارد معده نشود روزه را باطل نمی کند .
- کارگری که در کارگاه های آلوده به دود یا در معرض گرد و غبار کار می کند و چاره ای برای پرهیز از آن ندارد اگر دود یا غبار وارد بدنش شود روزه اش باطل نم گردد.
- خروج منی به هر طریقی روزه را باطل می کند مگر احتلام شدن در خواب که روزه باطل نمی شود
- مقاربت زوجین هر چند موجب خروج منی نگردد روزه را باطل می کند .
- کسی که شی مزه داری را بمکد مانند یک تکه نخ و آب آنرا قورت دهد روزه اش باطل می شود اما مزه خالی چیزی بشرطی که آنرا قورت ندهد روزه اش باطل نمی شود .
- شنا کردن بشرطی که آب داخل بدن نشود روزه را باطل نمی کند.
- اکتحال یعنی زدن سرمه به چشم روزه را باطل نمی کند .
- تزریق آمپول به هیچ عنوان روزه را باطل نمی کند زیرا از راه غیر عادی وارد بدن می شود و حجامت نیز روزه را باطل نمی کند .
تبصره:
کسی که فرآموش کرده روزه است و چیزی بخورد روزه اش باطل نمی شود .
حکم کسانی که با عذر یا بدون عذر از گرفتن روزه خود داری کرده اند :
1) کسی که بخاطر مسافرت روزه نگرفته بعد از رمضان آن را قضا کند.
2) کسی که بخاطر مریضی روزه نگرفته هر وقت شفا یافت باید روزه را قضا کند ولی اگر مرض او ادامه داشته و امیدی برای شفا نباشد قضا بر او واجب نیست فقط باید فدیه دهد.
3) پیر زن و پیر مردی که از گرفتن روزه معذورند فقط فدیه دهند و قضا بر آنان واجب نیست .
4) زنی که در دوران (نفاس) پس از زایمان یا در عادت می باشد باید پس از برطرف شدن عذرش در غیر رمضان روزه را قضا کند .
5) زن حامله یا شیر ده روزه نگیرد ول پس از آن دوران روزه را قضا کند و و در خصوص این که آیا هم زمان با قضا فدیه هم بر او واجب است یا نه اختلاف است بعضی گفته اند فقط قضا بر او واجب است که نظر بعضی علما ی شافعی هم بر این است بعضی دیگر گفته اند اگر بخاطر ترس از سلامتی خود روزه نگرفته قضا بر او واجب است ولی اگر بخاطر ترس از بچه شیر خوار یا جنین روزه نگرفته هم قضا و هم فدیه بر او واجب است و بعضی دیگر گفته اند در هر حالت اگر داشته باشد همراه با قضا فدیه هم بپردازد و اگر فقیر باشد فقط قضا بر او واجب است .
6) مردی که در ماه رمضان به واسطه زناشویی روزه ی خود را باطل کند باید هم روزه را قضا کند و هم کفاره ی آن را به طریق ذیل بپردازد :
اول: در صورت وجود برده ای آزاد نمایند.
دوم : اگر مورد اول برایش مکن نباشد شصت روز متوالی و بدون فاصله روزه بگیرد .
سوم: اگر دو مورد فوق برایش ممکن نباشد البته با وجود عذر شرعی باید شصت نفر فقیر را طعام
دهد.
7) کسی که بدون عذر قضای روزه را تا رمضان بعدی به تاخیر بیندازد باید هم قضا کند و هم فدیه
دهد.
سنت های روزه :
1) خوردن سحری و تاخیر در آن
2) تعجیل در افطار
3) بخشش زیاد در رمضان
4) انجام کارهای نیک ، تلاوت قرآن
5) احیای شب ها به ویژه شب های قدر و دهه آخر رمضان
6) خواندن دعا در هنگام افطار چند دعا از رسول خدا (ص) روایت شده مانند :«اللهم لک صمنا و علی رزقک افطرنا فتقبل منا انت السمیع العلیم» خداوندا برای تو روزه گرفتیم و با روزی تو افطار کردیم از ما بپذیر همانا تو شنوا و دانا هستی

س: روزه در دين اسلام چه حکمی دارد؟
ج: روزه ماه رمضان بالای هر مسلمان ، بالغ اعم از زن و مرد فرض است، خداوند متعال ميفرمايد:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ۲:۸۳ أَيَّامًا مَّعْدُودَاتٍ ...
ای کسانيکه ايمان آورده ايد ، روزه بر شما فرض گردانيده شده چناچه به کسانيکه قبل از شما بودند، تا شما پرهيزگار ي کنيد ، روزه در روزهای شمرده شده است. روزه در غير ماه رمضان نفل بوده ، و روزه گيرنده پاداش داده ميشود. چناچه در ساير نوافل پاداش داده ميشود ، مگر آنکه روزه نذر نمايد، در آنصورت بسر رسانيدن نذر بالايش واجب ميگردد.
س: صوم ( روزه ) در لغت و در شرع چه معنی دارد ، و وقت اول و آخرش چگونه است؟
ج: صوم در لغت باز داشتن و خود داری کردن از چيزن را گويند ، و در اصطلاح شرع : عبارت از خود داری از خورد و نوش و جماع ، از طلوع فجر دوم تا غروب خورشید ، همراه با نيت روزه گرفتن است.
س: آیا برای کسی رخصت است تا در رمضان روزه نگيرد؟
ج: بلی ، اگر مسافری مسافت قصر را پیموده باشد، و یا مريضی که بيم داشت ، روزه گرفتن به مريضي اش زیادت بخشد ، نگرفتن روزه برای این دو دسته در ماه رمضان جايز بوده ، و بعد از رمضان قضا بیاورند. ولی اگر مسافر با گرفتن روزه ضرری برايش دست ندهد، روزه گرفتن بهتر است.
س: اگر مسافر در سفرش و مريض در مريضی روزه نگرفت و سپس در حال سفر و مريضی وفات يافت ، آیا بالای او چيزی واجب است؟
ج: بالای آنها چيزی واجب نيست.
س: هرگاه مريض صحت يافت و يا مسافر مقيم گرديد ، آيا بالای شان قضا لازم است؟
ج: بلی ، قضای روزه بالای مريض به اندازه روز های صحت مندی اش و بالای مسافر به اندازه روزهای اقامتش در وطن اصلی اش و یا در سر زمينی که اقامت گزيده است ، واجب است.
س: آيا بدون مسافر و مريض برای کسی ديگر جايز است که در رمضان روزه نگيرد؟
ج: زنان حامله و شير دهنده اگر از هلاکت خويش و اطفال شان بيم داشتند، جايز است تا در ماه رمضان روزه نگيرند، و قضای آن بر آنها فرض است.
س: آيا واجب است تا کسی در رمضان روزه نگيرد؟
ج: بلی ، حائضه و نفاسه و جوباً روزه نگيرند ، بلکه روزه بالای شان جايز نيست ، زيرا حيض و نفاس با روزه منافات دارد.
س: آيا حائضه و نفاسه روزه فوت شده شانرا بعد از رمضان قضا می آورند؟
ج: بلی ، قضای روزهای رمضان که در آن روزه نگرفته اند ، بر آنها واجب است

فلسفه و حكمت روزه از منظر اهل بيت عليهم السلام
روزه از ابعاد مادي و معنوي ، جسمي و روحي داراي فوايد فراواني است. روزه در سلامت معده و پاكسازي آن از انواع غذاها كه موجب انواع بيماري ها مي باشد ، اثرات فوق العاده اي دارد. روزه هم جسم و هم روح را پالايش مي كند . اگر در روزه داري به تمامي جهات توجه داشته باشيم در پايان ايام روزه داري ، روح و جسمي تزكيه شده خواهيم داشت.
پيامبر اكرم (ص) و روزه
پيامبر خدا (ص) فرمود : المعدة بيت كل داء ، والحمئة رأس كل دواء.(1)
معده مركز و خانه هر دردي است و پرهيز و اجتناب ( از غذاهاي نامناسب و زياد خوردن ) اساس و رأس هر داروي شفا بخش است.
و نيز ايشان در جايي ديگر مي فرمايد : صوموا تصحوا ، و سافروا تستغنوا.
روزه بگيريد تا صحتو سلامتي خويش را تضمين كنيد و سفر نماييد تا مالدار شويد ، زيرا مسافرت و حمل كالاي تجارتي از شهري به شهري يا از كشوري به كشور ديگر ، باعث رفع نيازمندي هاي جامعه و عمران كشورها مي گردد.
حضرت رسول در روايت ديگري مي فرمايد : لكل شيء زكاة و زكاة الابدان الصيام .(2)
براي هر چيزي زكاتي است و زكات بدنها روزه است.
حضرت علي (ع) و روزه
امام در قسمتي از يكي از خطبه ها مي فرمايد : و مجاهدة الصيام في الايام المفروضات ، تسكينا لاطرافهم و تخشيعا لابصارهم ، و تذليلا لنفوسهم و تخفيفا لقلوبهم ، و اذهابا للخيلاء عنهم و لما في ذلك من تعفير عتاق الوجوه بالتراب تواضعا و التصاق كرائم الجوارح بالارض تصاغرا و لحوق البطون بالمتون من الصيام تذللا.(3)
با روزه گرفتنهاي دشوار ، در روزهايي كه واجب است ، اندامهايشان با اين كار آرام مي گيرد و ديده هايشان خاشع و جانهايشان خوار مي گردد و دلهايشان سبك مي شود و خودبيني از ايشان به وسيله اين عبادتها زدوده مي گردد. و با گزاردن چهره هاي شاداب با تواضع بر خاك و با نهادن مواضع سجده بر زمين خود را در مقابل خدا خرد مي نمايند و اينكه با روزه داري شكمها به پشت مي رسند.
1- روزه براي آزمايش اخلاص
حضرت علي (ع) در جاي ديگري مي فرمايد: والصيام ابتلاء لاخلاص الخلق.(4)
روزه براي آزمايش نمودن اخلاص مردم است.
يكي از دلايل وجوب روزه براي مردم ، آزمايش اخلاص مردم است . چرا كه روزه در ايجاد اخلاص عمل بسيار مؤثر است.
2- روزه سپر در مقابل عذاب الهي
حضرت در قسمتي ديگر از نهج البلاغه مي فرمايد : صوم شهر رمضان فانه جنة من العقاب.( 5)
در اين بحث امام يكي از دلايل وجوب روزه ماه رمضان را ، سپر و مانع در مقابل عقاب الهي دانسته اند. يعني روزه موجب غفران و آمرزش گناهان است.
امام رضا (ع) و روزه
وقتي از حضرت درباره فلسفه روزه مي پرسند ، مي فرمايد : همانا مردم مأمور به روزه گرفتن شدند تا درد و ناگواريهاي گرسنگي و تشنگي را دريابند و آنگاه استدلال كنند بر سختيهاي گرسنگي و تشنگي و فقر آخرت كه پيامبر اكرم (ص) در خطبه شعبانيه فرمود : واذكروا بجوعكم و عطشكم جوع يوم القيمة و عطشة . به وسيله گرسنگي و تشنگي از روزه داريتان ، گرسنگيها و تشنگيهاي روز قيامت را به ياد آوريد ، كه اين يادآوري انسان را به فكر تدارك براي قيامت مي اندازد تا جد و جهد بيشتري در كسب رضاي خدا بنمايد .(7)
امام رضا (ع) در جايي ديگر درباره فلسفه روزه اين چنين مي فرمايد : علت روزه براي درك درد گرسنگي و تشنگي است تا بنده ، ذليل ، متضرع و صابر باشد . همچنين در روزه انكسار و شكستگي شهوات وجود دارد .
آري روزه از افضل طاعات است . شريعت و احكام الهي تعديل شهوات و در دست گرفتن مهار آنها ، را توسط روزه ميسر ساخته و براي تزكيه و طهارت نفس و تصفيه از اخلاقيات رذيله آن را واجب نموده است . البته مقصود از روزه داري تنها امساك از خوردن و آشاميدن نيست بلكه غرض نهايي كف نفس مي باشد . همانطور كه رسول گرامي اسلام( ص ) فرمودند : روزه براي هر فرد سپري است ؛ چرا كه روزه دار ، سخن زشت نگويد و كارهاي بيهوده انجام ندهد.
پس روزه انسان را از انحرافات و لغزشها و از دشمناني بزرگ چون شيطان نفس ، رهايي مي دهد .
و اگر روزه دار، به چنين مراتبي نرسد ، فقط گرسنگي و تشنگي را درك نموده و اين پايين ترين درجه روزه داري مي باشد .

حضرت در قسمتي ديگر از نهج البلاغه مي فرمايد : صوم شهر رمضان فانه جنة من العقاب.( 5)
در اين بحث امام يکي از دلايل وجوب روزه ماه رمضان را ، سپر و مانع در مقابل عقاب الهي دانسته اند. يعني روزه موجب غفران و آمرزش گناهان است.

وقتي از حضرت درباره فلسفه روزه مي پرسند ، مي فرمايد : همانا مردم مأمور به روزه گرفتن شدند تا درد و ناگواريهاي گرسنگي و تشنگي را دريابند و آنگاه استدلال کنند بر سختيهاي گرسنگي و تشنگي و فقر آخرت که پيامبر اکرم (ص) در خطبه شعبانيه فرمود : واذکروا بجوعکم و عطشکم جوع يوم القيمة و عطشة . به وسيله گرسنگي و تشنگي از روزه داريتان ، گرسنگيها و تشنگيهاي روز قيامت را به ياد آوريد ، که اين يادآوري انسان را به فکر تدارک براي قيامت مي اندازد تا جد و جهد بيشتري در کسب رضاي خدا بنمايد . (7)
امام رضا (ع) در جايي ديگر درباره فلسفه روزه اين چنين مي فرمايد : علت روزه براي درک درد گرسنگي و تشنگي است تا بنده ، ذليل ، متضرع و صابر باشد . همچنين در روزه انکسار و شکستگي شهوات وجود دارد .
آري روزه از افضل طاعات است . شريعت و احکام الهي تعديل شهوات و در دست گرفتن مهار آنها ، را توسط روزه ميسر ساخته و براي تزکيه و طهارت نفس و تصفيه از اخلاقيات رذيله آن را واجب نموده است . البته مقصود از روزه داري تنها امساک از خوردن و آشاميدن نيست بلکه غرض نهايي کف نفس مي باشد . همانطور که رسول گرامي اسلام( ص ) فرمودند : روزه براي هر فرد سپري است ؛ چرا که روزه دار ، سخن زشت نگويد و کارهاي بيهوده انجام ندهد.
پس روزه انسان را از انحرافات و لغزشها و از دشمناني بزرگ چون شيطان نفس ، رهايي مي دهد .
و اگر روزه دار، به چنين مراتبي نرسد ، فقط گرسنگي و تشنگي را درک نموده و اين پايين ترين درجه روزه داري مي باشد .

امام در قسمتي از يکي از خطبه ها مي فرمايد : و مجاهدة الصيام في الايام المفروضات ، تسکينا لاطرافهم و تخشيعا لابصارهم ، و تذليلا لنفوسهم و تخفيفا لقلوبهم ، و اذهابا للخيلاء عنهم و لما في ذلک من تعفير عتاق الوجوه بالتراب تواضعا و التصاق کرائم الجوارح بالارض تصاغرا و لحوق البطون بالمتون من الصيام تذللا. (3)
با روزه گرفتنهاي دشوار ، در روزهايي که واجب است ، اندامهايشان با اين کار آرام مي گيرد و ديده هايشان خاشع و جانهايشان خوار مي گردد و دلهايشان سبک مي شود و خودبيني از ايشان به وسيله اين عبادتها زدوده مي گردد. و با گزاردن چهره هاي شاداب با تواضع بر خاک و با نهادن مواضع سجده بر زمين خود را در مقابل خدا خرد مي نمايند و اينکه با روزه داري شکمها به پشت مي رسند.

حضرت علي (ع) در جاي ديگري مي فرمايد: والصيام ابتلاء لاخلاص الخلق .(4)
روزه براي آزمايش نمودن اخلاص مردم است.
يکي از دلايل وجوب روزه براي مردم ، آزمايش اخلاص مردم است . چرا که روزه در ايجاد اخلاص عمل بسيار مؤثر است.







